کرسی های آزاد اندیشی، فرصت یا تهدید؟

۹ بهمن ۱۳۹۱


کرسی های آزاد اندیشی، فرصت یا تهدید؟


مقدمه:
آزادی فرصت است؟ آزادی تهدید است؟ آزادی ….
براستی‌ آزادی در تمام شاخه‌های خود چگونه است؟
آزادی اندیشه و بیان که اساس آزادی است در شرق و غرب چگونه تئوریزه و اجرا می‌شود؟ در این سیاهه سعی ما بر این است تا گوشه‌ای از تفکرات غرب و اسلام را با بیانی متفاوت در محضر شما بزرگواران مشق کنیم، تا باشد که دیدگاه صحیح و قابل اجرایی، از این مقوله چالش‌برانگیز بشر در افق دید عزیزان قرار گیرد.

آزاداندیشی و غرب:
در دیدگاه فلسفی غرب آزاداندیشی یا اندیشه آزاد، اندیشه‌ای است که در طرز فکر دینی محدود نمی‌شود و تحت تأثیر مرجعیت، سنت‌ها، احساسات و دگما  قرار نمی‌گیرد و صرفاً پدیده‌ها را بدون تحلیل عقل محض نمی‌پذیرد.
با گذری بر تعاریف چند تن از دانشمندان غربی موضوع را به نقد و بررسی بیشتری می‌گذاریم.ویلیام کلیفورد ، ریاضیدان و فیلسوف بریتانیایی می‌گوید: «هیچگاه درست نیست- برای همه و در هر کجا- که هر چیزی را بدون مدارک کافی باور کنند»

اشاره کلیفورد به مدارک کافی برای باور کردن ریشه در افکار اُمانیستی  دارد و همانند هم مسلکان خود آزاداندیشی را در فضای نفی دین و دیانت ومنبع الهی وحی می‌داند.

در پاره‌ای اوراق سال ۱۶۰۰ را آغاز اندیشه آزاد مدرن می‌شناسند زیرا در این سال اتفاقاتی همچون اعدام جوردانو برونو  در ایتالیا به خاطر مخالفت با کلیسا و تفتیش عقاید رخ داده است.
در انگلستان واژه (Freethinker) را نخست آنتونی کالینز  (۱۷۲۹-۱۶۷۸) رواج داد. او از دوستان صمیمی جان لاک  فیلسوف بود. او این واژه را برای اطلاق به کسانی به کار می‌برد که مخالف هر گونه دین سازمان یافته‌ای بودند. وی در مهمترین کتابش با عنوان «گفتاری در آزاداندیشی»  در سال ۱۷۱۳ به شرح دلایل خود برای اتخاذ این رویکرد پرداخت.
اما در فرانسه این مفهوم برای نخستین بار در سال ۱۷۵۶ در مقاله‌ای از دنیس دیدرو ، ژان لروند دالامبر و ولتر به نام آزاداندیشی  منتشر شد. (این مقاله به شدت بی‌اعتنا به خداوند بود.)
نماد آزاداندیشی در اروپا:
بنفشه نماد اندیشه آزاد است (بنفشه فرنگی) دلیل این موضوع نام این گل است «pansy» از ریشه «pensee» در فرانسوی به معنی اندیشه، همچنین ظاهر این گل شبیه صورت انسان می‌باشد و ماه اوت سر خم می‌کند، به طوری که انگار مشغول اندیشه عمیق است.
آزاد اندیشی در اسلام:
اسلام در تاریخ و در حقیقت خود که همانا تمدن اسلام در قرن گذشته و پیشرفت‌های دانش بنیان و رکن رکین وحی و کلام خداوند متعال و ائمه معصومین(ع) تأکید بسزایی به آزادی اندیشه دارد بطوری که در آیات و روایات بسیاری بدان اشاره شده است. مانند: سوره مائده/ آیه ۱۰۴، سوره اعراف/ آیه ۲۸، سوره شعرا/ آیه ۷۴،  سوره زخرف/ آیه ۲۲ و ۲۳، سوره رعد/ آیه ۱۱، سوره انفال/ آیه ۵۳٫

مضمون آیات پیرامون آزادی اندیشه و عدم اسارت در افکار نادرست پیشینیان و دگراندیشیدن به معنای درست و صحیح کلمه و با رویکرد الهی است.

در جایی مرحوم علامه محمدتقی جعفری در تبیین مفهوم آزادی از سه واژه رهایی، آزادی و اختیار بهره می‌برد و اینگونه بیان می‌کند، رهایی را «باز شدن قید از مسیر جریان اراده به طور نسبی»  یعنی شخصی که در زندان است پس از بیرون آمدن از زندان رها می‌شود ولی قید و بندهای دیگری او را فرا می‌گیرد مثلاً آزادی‌های یاسی از او سلب می‌شود. آزادی منفی را باید در زبان فارسی «رهایی» یا «آزادی از» ترجمه کرد.

ایشان سپس در تعریف آزادی آن را به دو درجه آزادی طبیعی، محض و آزادی تصعید شده تقسیم می‌کند. آزادی طبیعی و محض را توانایی انتخاب یک هدف از میان اشیایی که ممکن است به عنوان هدف منظور شود می‌دانند و آزادی تصعید شده را نظارت و سلطه شخص به دو قطب مثبت و منفی می‌پندارد. دراین میان درجه آخر از بحث آزادی مدنظر ماست ( نظارت و سلطه شخص به دو قطب مثبت و منفی) که شخص بتواند به اندازه آنچه نظارت و سلطه دارد قدرت تصمیم و اراده برای انتخاب داشته باشد، و به اندازه آن آزادی دارد.

امام علی(ع) در جای جای سخنان گوهربارشان به مفهوم عمیق آزادی اشاره داشته‌اند و اصل آزادی از منظر ایشان مورد قبول است، ایشان می‌فرمایند: «بنده دیگری نباش در حالیکه خداوند تو را آزاد آفریده است.» مفهوم آزادی از نگاه فرهنگ علوی معنای همه جانبه دارد و در وجوه مختلف اجتماعی و فردی مؤثر است. در مکتب علوی آزادی عین انسانیت و انسانیت عین آزادی است و این معنا، اقیانوسی عمیق و قابل تأمل است.

باید این نکته بسیار با اهمیت را در مورد نگاه اسلام به آزادی در نظر بگیریم، اسلام خواستار اندیشیدن است به طوری که امام علی(ع) می‌فرماید: «خدا پیامبران را فرستاد تاگنجینه‌های عقول را آشکار سازند.» بنابراین اسلام عقل و وحی را نفی نمی‌کند و تمام مباحث مطلوب و سرشاخه‌های نیک را برای انسان می‌طلبد، اما آزادی از دیدگاه غرب و انسان محور وحی را نفی نموده و تنها به عقل انسانی محض توجه دارد و این چنین با نفی خود، انسان غربی را از این موهبت الهی محروم می‌سازد.

کرسی‌های آزاداندیشی:

آیا کرسی‌های آزاداندیشی نام کاملی برای بیان این حرکت عظیم علمی و فرهنگی است؟
به نظر می‌رسد باید نکاتی را در این باب متذکر شد، آزادی اندیشه و آزادی بیان دو مقوله متفاوت با یکدیگرند که توأمان در پی هم به کار گرفته می‌شود. در ادامه به ذکر تفاوت‌های این دو مبحث می‌پردازیم.
آزادی اندیشه بسیار فراتر از آزادی بیان است.
آزادی اندیشه امری شخصی است، اما آزادی بیان امری جمعی است.
در مقدمات هم تفاوتی عمیق وجود دارد انسان در ساحت آزادی اندیشه می‌خواهد در گوشه‌ای دنج بنشیند و تفکرکند اما در آزادی بیان قصه‌ای دیگر رقم می‌خورد.
در آزادی اندیشه انسان تا منتهی علیه قدرت تفکرش می‌اندیشد اما در آزادی بیان فهم مخاطب در درجه اول اهمیت قرار دارد.
در آزادی اندیشه ضوابط بسیار کمتری وجود دارد ولی در بحث آزادی بیان ضوابط و شرایط تعیین کننده‌اند.
در آزادی اندیشه مرزهای تخیّل و تدبّر باز است و مسائل مادی کمتر آن را محبوس می‌کند اما در آزادی بیان، کلام اولین حبس‌کننده تفکرات و احساسات درونی اندیشمند است.

در کلام رهبر عظیم‌الشأن انقلاب نیز این معنا خودنمایی می‌کند. ایشان در جایی می‌فرمایند: «شما کرسی آزاد فکریِ سیاسی را، کرسی آزاد فکریِ معرفتی را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر بوجود بیاورید چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد.» (عین آزادی و اعتماد به حق)

در جای دیگر نیز با اشراف به تفاوت آزادی اندیشه و بیان می‌فرمایند:ما ادب استفاده از آزادی را هم باید یاد بگیریم و یاد بدهیم.

حکومت باید به صورت آشکار از برخورد افکار به صورت سالم حمایت کند، یکی از وظایف نظام جمهوری اسلامی حمایت صریح از برخورد افکار به شکل سالم است، این کار، ظرف و مجرا لازم دارد و این مجرات بایستی به وسیله خود دوستان دانشگاهی و حوزوی در بخش‌های مختلف تنظیم شود.

ایشان بلافاصله پس از تبیین این حق مسلم (آزادی اندیشه و بیان) متذکر تفاوت آن دو می‌شوند و از افراط و تفریط تمام اقشاررا بر حذر می‌دارند.معظم له در سال‌های اخیر مکرر بر آزادی اندیشه تأکید کرده‌اندکه نمودار آماری آن به شرح ذیل می باشد:

آزادی اندیشه وعدالت:

اسلام آزادی را طریقی برای اجرای عدالت می‌داند و آزادی برای انسان مسلمان (کسی که سر تسلیم در برابر خداوند به زیر افکنده) هدف نیست، اما آزادی در غرب ترجمه‌ای دیگر دارد.

در اسلام تأکید فراوان بر عدالت شده است (سوره حدید/ آیه ۲۵) خداوند پیامبران را فرستاد تا مردم قیام به قسط و عدل کنند و در جایی دیگر امام علی(ع) می‌فرماید: «خدای سبحان، عدالت را مایه برپایی انسان‌ها و ستون زندگی آنان و سبب پاکی از گناهان و روشنی چراغ اسلام قرار داده است، هیچ چیز همچون عدالت سرزمین‌ها را آباد نمی‌سازد. عدالت مردمان را اصلاح می‌کند.»

دراین رهگذر فکر واندیشه پیشنهاد ما کرسی های آزادی اندیشه وبیان است.
و نقشه راه ما این چنین ….

و کلام آخر:
من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می‌دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می‌شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مختلف و مواجهه صریح و روشن با آنها. (شهید مطهری)
—————————————————————-
. dogma
. William Clifford
. ریشه واژه اومانیسم (Humanism) کلمه Human به معنی انسان است در فرهنگ لغت انگلیسی ـ فارسی واژه‌های: انسان‌گروی، انسان‌گرایی، انسان‌باوری و اصالت انسان استفاده شده است (فرهنگ علوم انسانی، آشوری)
در فرهنگ انگلیسی آکسفورد آمده است:
A system of beliefs that concentrates on common human needs and seeks ways of solving human problems basing on reason rather than on faith in God
یک سیستم از اعتقادات که بر روی نیازهای عمومی انسان تمرکز می‌کند و به دنبال راهی برای حل مشکلات انسان بر پایه منطق استنه بر پایه ایمان به خدا.
دوران رنسانس (Renaissance) را آغاز ظهور اومانیسم جدید در فرهنگ غرب می‌دانند. اصولاً، رنسانس خود پدیده‌ای اومانیستی است که در قرن‌های چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم به وقوع پیوسته است. (فرهنگ انگلیسی آکسفورد)
با قرن هفدهم دوران پسارنسانس و عصر مدرنیته آغاز می‌شود تا حدود نیمه قرن بیستم که دوران پسامدرن فرا می‌رسد ادامه می‌یابد، در این خصوص عقل‌گرایی ـ راسیونالیسم ـ دکارت و لایب نیتز با تجربه‌گرایی ـ امپریسم ـ بیکن و لاک یکان است، چرا که هر دو بر خود بنیادی بشر تأکید می‌ورزند و بشر را از معرفت‌های متافیزیکی بی‌نیاز می‌انگارند. (مهدی گلشنی، از علم سکولار تا علم دینی، ص ۱۷)
.  Giordano Bruno
. Antoni Collins
. John Lock
. A Discourse of free thinking
. Denis Deidre
. Libra penseur

منبع: سایت کرسی های آزاد اندیشی وزارت علوم